تبليغاتX
... رها تا

... رها تا

علي براتي

1

1

پ.ن:تا امروز یکسال از رهاتا گذشته است،و بودش برایم آنقدر پر رنگ بوده که در طول یکسال فکر نبودش به ذهنم خطور نکند ،علی ای تقدیر تولدش مبارک.

پ.ن۲:تصویری که در این پست گذاشتم توسط یکی از دوستان بهتر از آب روانم ایمیل شده بود.

جمعه بیست و دوم آبان 1388 |

پاییز جان ! چه شوم چه وحشتناک

نیمه شب-خارجی-قطع های متعدد از سطح زباله به جنازه

زیر نویس می شود :«تهران-ساعت چهار صبح»

رفتگرها با آرامش خیال از سطح خیابان یک جنازه را جارو می کنند

شنبه شانزدهم آبان 1388 |

قانون

همه با هم برابرند ولی بعضی ها برابرترند

دوشنبه یازدهم آبان 1388 |

برای او که می داند چقدر شبیه گوسفند هاست

احمق تر از آن هستی که لبخند هایت برایم معنی داشته باشد

جمعه بیست و چهارم مهر 1388 |

افسوس

استاد پرویز مشکاتیان هم مثل خیلی ها بی سر و صدا رفت

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 |

جیغ های بنفش را خفه کنید

جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را

آکند از مزخرف و آزرد زین گزند

دکتر شفیعی کدکنی

*مرگ بر همه ی کسانی که توهمات سپید بلغور می کنند.

**انتقاد به این پست حمل بر حماقت منتقد می شود.

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 |

دورگه های جهنمی

احساسات دقیقا همان مزخرفاتی هستند که از جهنم آمده اند

 

*نظرات بی ارزش شامل(توصیه ها،انتقادهای کودکانه،گستاخی ها،ابراز احساسات ها و تبلیغات )از این پست به بعد نه خوانده می شوند و نه تایید می شوند .چنانچه نظر شما تایید نشد بدانید در محدوده نظرات فوق بوده است.

جمعه بیستم شهریور 1388 |

مرگ بر زندگی

کمی از اول:

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد

    اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين

دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند

و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان

سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند ،زیرا بشر

هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط

شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس

که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد

میافزاید.

کمی از آخر:

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید

حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود می کند

ما بچه مرگ هستیم ومرگ است که ما را از فریب های زندگی نجات می دهد و در ته زندگی اوست که ما را صدا می زند و به سوی خودش می خواند.

در سن هایی که ما هنوز زبان مردم را نمی فهمیم اگر گاهی در میان بازی مکث می کنیم برای این است که صدای مرگ را بشنویم...

پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |

بدبخت ها چند هزار ساله اند

ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

کامو

جمعه شانزدهم مرداد 1388 |

نادان نیستم

بهشت برای انسانهای مقید است

من به آزادی ایمان دارم

پنجشنبه یکم مرداد 1388 |
علي براتي

رهاتا... يعني رها تا ... با رعايت فاصله بين رها و تا و درج سه نقطه بعدش

مطالب اخير

1

پاییز جان ! چه شوم چه وحشتناک

قانون

برای او که می داند چقدر شبیه گوسفند هاست

افسوس

جیغ های بنفش را خفه کنید

دورگه های جهنمی

مرگ بر زندگی

بدبخت ها چند هزار ساله اند

نادان نیستم

دیوانه و چاه-2

دیوانه و چاه-1

توهم

همین

بی شک

كافه سه لك لك

آخرین وسوسه مسیح

شاید

هر چند

شهید زلف پریشانی تو من بی شک

پست مدرنيسم

سال نو مبارك

بازتاب

مژدگاني

زنده ياد خودم

جنگ!

زودا

ايسم فلسفي

خميازه ي پرواز

تاكسينوشت

آرشيو مطالب

هفته چهارم آبان 1388

هفته سوم آبان 1388

هفته دوم آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته دوم تیر 1388

هفته اوّل تیر 1388

هفته سوم خرداد 1388

هفته دوم خرداد 1388

هفته چهارم اردیبهشت 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته سوم اسفند 1387

هفته اوّل اسفند 1387

هفته دوم بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته سوم دی 1387

هفته دوم دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

هفته سوم آذر 1387

هفته دوم آذر 1387

هفته اوّل آذر 1387

هفته چهارم آبان 1387

آنها

آرشیو شهروند امروز

سایت رسمی احمد شاملو

فرهاد

امکانات جانبی

RSS 2.0

Untitled 1

--------------

مادر بزرگ

گم کرده ام در هیاهوی شهر

آن نظر بند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست

دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت

من چشم خورده ام

من چشم خورده ام

من تکه تکه از دست رفته ام

در روز روز زندگانی ام

Design for rahata...